تبلیغات
Routine life - مجازی شدیم


Routine life

هرچقدرهم که سقف آسمون پایین بیادمن زانونمی زنم:

همه مون كم وبیش حدود چندساله شدیم یک آدم مجازی.یکی مثل همه.مثل تو...مثل همه ی اونایی که تو این محیط باهاشون آشنا شدی...میگفتن تو این محیط نمیشه به کسی اعتماد کرد..میگفتن به حرف هیچکس تو این محیط اعتمادنکن ..میگفتن و میگفتن ومیگفتن...میگن خیلی چیزا رو تا آدم خودش تجربه نکنه نمیتونه درک کنه....

پس ماهم رفتیم و رفتیم تاخودمون تجربه کنیم..توی همین محیط به اصطلاح مجازی با خیلی ها آشنا شدیم.دخترا وپسرایی که فارغ از جنسیتشون برامون حکم دوست داشتن...با غصه هاشون اشک ریختیم و باشادی هاشون خندیدیم.اما حالا بعد از چند وقت میفهمیم چی میگفتن اونا که حرف از بی اعتمادی میزدن..حالا که میبینیم بعد چندوقت خیلی دوستان بی دلیل دشمن شدند و خیلی از دشمنان دوست یاد گرفتیم هیچ دوستی مجازی ای دوام نداره.....

دوست مجازی من امروز میگم که حتی به سلام کردن تو مشکوکم چه برسه به دوستت دارم گفتن ها و آبجی آبجی زدن ها...دیگه به هیچ گفته ی تو اعتماد ندارم چه برسه بهایمان.....روزی همه ی صداقتمون...همه ی رفاقتمون...همه ی معرفتمون رو گذاشتیم تا خوشحالی تو دوست مجازی ام رو ببینیم...اما الان حتی به خوشحالی تو شک داریم...


نوشته شده در چهارشنبه 12 تیر 1392 ساعت 10:24 ق.ظ توسط tina haghighi نظرات | |

قالب ساز طراح قالب